مرتضى راوندى

136

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

مالياتى قايل شد . فكر اصلاحى غازان را كمابيش الجايتو خان دنبال كرد ولى با مرگ او ، ابو سعيد بهادر خان در سن 12 سالگى ، به حكومت رسيد . وى به علت صغر سن ، قادر به ادارهء امور كشور نبود ؛ به همين علت ، امير چوپان و ساير اعيان چادرنشين بار ديگر ، جان گرفتند و عليه تمركز و انضباطى كه از عهد غازان به يادگار مانده بود ، به مبارزه برخاستند و به انقراض و از هم پاشيدگى حكومت ايلخانان كمك كردند . در فاصلهء بين سقوط حكومت ايلخانان و استقرار حكومت صفويه ، تغيير مهمى در وضع كشاورزان روى نداد . در دوران حكومت سربداران ، كمابيش ، كشاورزان منطقهء قدرت آنان ، از ظلم و ستم در امان بودند . پس از آنكه تيمور بر آل مظفر و سربداران دست يافت ، اراضى فراوان را برسم سيورغال ، ميان سران نظامى خود و فئودالهاى بزرگ ايرانى ، كه جانب وى را گرفته بودند ، تقسيم كرد . وى به نفع كشاورزان قدمى برنداشت . فرزند او شاهرخ ، بطورى كه دولتشاه نوشته ، براى جلوگيرى از عصيان كشاورزان ، به پيروى از روش غازان خان ، ميزان بهره‌كشى فئودالها را تثبيت كرد ولى اين اصلاحات از مظالم عملداران و مأمورين مالياتى نكاست . در زمان سلطانحسين بايقرا ، مظالم مأمورين ديوانى نسبت به كشاورزان و پيشه‌وران سبب عصيان خلق گرديد . سلطان حسين بايقرا ، وزير كاردان خود ، عليشير نوايى را به هرات فرستاد ، و او بمحض ورود ، از فراز منبر مسجد جامع ، لغو مالياتهاى غيرقانونى را اعلام كرد و كشاورزان و پيشه‌وران را براى مدت دو سال از مالياتها و عوارض فوق العاده معاف نمود . بطور كلى ، در دوران بعد از اسلام ، وضع زندگى اقتصادى مردم برحسب اوضاع و احوال طبيعى و نوسانات سياسى ، فرق مىكرد . در مناطقى كه كشاورزان از آب و هواى مناسب و خاك حاصلخيز و امنيت و ثبات سياسى برخوردار بودند ، زندگى كمابيش رضايتبخش بود ؛ چنان كه زندگى مردم ايران در دورهء طاهريان ، سامانيان ( مخصوصا در دورهء نخستين شهرياران اين سلسله ) و تا حدى در عهد غزنويان و سلجوقيان ، در نتيجهء امنيت و ثبات نسبى ، قابل تحمل بود و كشاورزان با ابزارهاى ابتدايى آن دوران كار مىكردند ، و اگر مواجه با خطر بىآبى ، سيل ، تگرگ و آفتهاى نباتى ، و با و طاعون نمىشدند و از مظالم مأمورين ديوانى بسلامت مىرستند ، نان بخور و نميرى بدست مىآوردند و در كلبه‌هاى گلى با زن و فرزند خود مىخوردند . بطور كلى ، سطح توقعات و انتظارات اكثريت مردم بسيار پأيين بود . مردم با ظلم و - ستمگرى و تبعيض ، از عهد باستان آشنا و مأنوس بودند . اختلاف طبقاتى در نظر آنها امرى ازلى و ابدى بود . قسمتى از معاملات و مبادلات مردم بطور تهاترى و پاياپاى ، صورت مىگرفت ؛ فى المثل گندم مىدادند و پارچه مىگرفتند و قسمت ديگر از نيازمنديهاى خود را با پول تهيه مىكردند . وضع پيشه‌وران و ديوانيان يا كارمندان دولت و روحانيان طبقهء دوم و ديگر قشرهاى ميانه حال بمراتب بهتر از كشاورزان بود . فعاليتهاى اقتصادى پس از حملهء مغول پس از حملهء مغول ، ظلم و زور ، جاى مقررات و نظامات فئودالى قديم را گرفت . فرمانروايان مغول به هيچ اصل و قانونى پايبند نبودند . وقتى مالياتهاى ظالمانه مخارج آنان را تأمين نمىكرد ، بيدرنگ ، ماليات جديدى وضع مىكردند و هرگاه با اين ماليات نيز نظر آنها تأمين نمىشد ، پيش هركس پول يا متاعى سراغ مىكردند ، درصدد مطالبهء آن برمىآمدند ؛ و اگر صاحب مال